آشنایی با روش تحلیل بین بازاری | شاخه‌های تحلیل بین بازاری

تحلیل بین بازاری

تحلیل بازارهای بین‌المللی، روشی برای تجزیه و تحلیل بازارها از طریق بررسی همبستگی‌های بین طبقات مختلف دارایی است. به عبارت دیگر، آن‌چه در یک بازار اتفاق می‌افتد، می‌تواند بر بازارهای دیگر نیز تأثیر بگذارد، بنابراین مطالعه رابطه‌ها می‌تواند برای معامله‌گران بسیار سودمند باشد. تحلیل بین بازاری، روشی برای تجزیه و تحلیل بازارها به روش بررسی همبستگی‌های طبقات دارایی‌ها است.

یک مطالعه همبستگی، ساده‌ترین نوع تحلیل بین بازاری است که در آن نتایج از 1.0- همبستگی منفی کامل تا 1.0+ همبستگی مثبت کامل، متغیر است. پذیرفته‌شده‌ترین همبستگی، همبستگی معکوس بین قیمت سهام و نرخ بهره است که بیان می‌کند با افزایش نرخ بهره، قیمت سهام کاهش می‌یابد و یا بالعکس. در این مقاله قصد داریم تا به توضیح جامع و کاملی از تحلیل بین بازاری و همه‌ مسائل پیرامون آن بپردازیم.

تحلیل بین بازاری چیست؟

تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی به بیش از یک طبقه دارایی یا بازار مالی مرتبط توجه می‌کند تا قدرت یا ضعف بازارهای مالی یا طبقات دارایی که در نظر گرفته‌شده است را تعیین کند. به جای این‌که به بازارهای مالی یا طبقات دارایی به‌صورت جداگانه نگاه کنیم، تجزیه و تحلیل بین بازارها به چندین بازار با همبستگی قوی یا طبقات دارایی مانند سهام، اوراق قرضه، ارزها و کالاها می‌پردازد.

این نوع تجزیه و تحلیل صرفا با نگاه‌کردن به بازارها یا دارایی‌هایی که رابطه قوی با بازار یا دارایی مورد نظر دارند انجام شده و به هر بازار یا دارایی به‌طور جداگانه و مجزا توجه می‌کند. به‌عنوان مثال، هنگام مطالعه بازار ایالات متحده، باید به بازار اوراق قرضه ایالات متحده، قیمت کالاها و دلار آمریکا نیز نگاهی بیندازید. چرا که تغییرات در بازارهای مرتبط، مانند قیمت کالاها، ممکن است بر بازار سهام ایالات متحده تأثیر بگذارد و برای کسب اطلاعات بیشتر و درک بهتر آینده بازار سهام ایالات متحده، باید به این موضوع توجه شود.

معرفی تحلیل بین بازاری

تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی را باید تحلیل بنیادی در نظر گرفت زیرا بیشتر بر روابط متکی است تا یک حس کلی از جهت را ارائه دهد، اما اغلب به‌عنوان شاخه‌ای از تحلیل تکنیکال نیز طبقه‌بندی می‌شود. رویکردهای متفاوتی برای تحلیل بازارهای بین‌المللی وجود دارد. تحلیل بازارهای بین‌المللی شامل تجزیه و تحلیل بیش از یک طبقه مرتبط از دارایی‌ها مانند سهام، اوراق قرضه، کالاها و ارزهاست.

تجزیه و تحلیل بین بازاری در فارکس، برای کمک به تعیین قدرت یا ضعف طبقه دارایی در نظر گرفته شده انجام می‌شود. این مفهوم برای اولین بار توسط جان مورفی، تحلیلگر بازار مالی، در کتاب خود با عنوان «تجارت با تحلیل بازارهای بین‌المللی» معرفی شد. به گفته مورفی، معامله‌گران می‌توانند از نگاه‌کردن به روابط بین طبقات مختلف دارایی سود ببرند. تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی می‌تواند به سرمایه‌گذاران کمک کند تا مرحله چرخه سرمایه‌گذاری را به همراه طبقات دارایی با بهترین و بدترین عملکرد شناسایی کنند. تحلیل بازارهای بین‌المللی روشی نیست که سیگنال‌های خرید یا فروش خاصی به شما بدهد. بااین‌حال، یک ابزار تأیید عالی برای روندها ارائه و در مورد برگشت‌های احتمالی نیز هشدار می‌دهد.

اگر قیمت کالاها در حال افزایش باشند، اوراق قرضه شروع به کاهش کرده و سهام همچنان به سمت جلو حرکت می‌کند. این روابط در نهایت بر صعودی‌بودن سهام غلبه خواهند کرد. همان‌طور که گفته شد، افزایش کالاها و شروع کاهش اوراق قرضه، یک سیگنال فروش و یا خرید در بازار سهام نیست. چیزی که ما باید به آن توجه زیادی داشته باشیم، این است که سهام پس از شروع کاهش قیمت اوراق، سطوح حمایتی عمده را کاهش دهند یا به زیر میانگین متحرک (MA) برسند. این تاییدی بر این موضوع است که روابط بین بازاری در حال تغییر بوده و سهام نیز در حال معکوس شدن است.

تجزیه و تحلیل بین بازارها شامل بررسی طبقات دارایی یا بازارهای مالی است که همبستگی قوی دارند. به عنوان مثال، هنگام تجزیه و تحلیل بازار سهام ایالات متحده، یک سرمایه‌گذار می‌تواند به بازارهای مرتبط مانند دلار آمریکا، قیمت کالاها و بازار اوراق قرضه نگاه کند. قیمت کالاها اغلب تأثیر مستقیمی بر بازار سهام ایالات متحده دارد؛ بنابراین، تجزیه و تحلیل کالاها و سهام با یک‌دیگر ممکن است برای کمک به پیش‌بینی جهت آینده بازار سهام، مورد استفاده قرار گیرد.

روش تحلیل بین بازاری در فارکس

انجام تجزیه و تحلیل روابط بین بازاری نسبتا ساده است و در آن به داده‌هایی که امروزه به‌طور گسترده در دسترس همه بوده و رایگان نیز هستند و همچنین یک برنامه نموداری نیاز است. یک مطالعه همبستگی، ساده‌ترین نوع تحلیل بازارهای بین‌المللی برای انجام است. این نوع تحلیل زمانی انجام می‌شود که یک متغیر با متغیر دوم در یک مجموعه داده به‌طور جداگانه مقایسه می‌شوند. یک همبستگی مثبت می‌تواند تا 1.0+ برسد که نشان‌دهنده همبستگی کامل بین دو مجموعه داده است. یک همبستگی معکوس (منفی) کامل نیز مقداری به اندازه 1.0- را نشان می‌دهد.

همبستگی‌های نزدیک به خط صفر نشان دهنده این هستند که هیچ همبستگی قابل تشخیصی بین دو نمونه وجود ندارد. وجود همبستگی کامل بین هر دو بازار برای یک دوره زمانی بسیار طولانی نادر است، اما اکثر تحلیلگران احتمالا متوجه این موضوع هستند که هر‌گونه همبستگی که بیش‌تر از 0.7+ یا زیر سطح 0.7- حفظ شود (که تقریبا معادل 70٪ همبستگی است) از نظر آماری درست است.

تحلیل بین بازارهای مالی

همچنین، اگر یک همبستگی از مثبت به منفی حرکت کند، به احتمال زیاد رابطه ناپایدار و احتمالا برای تجارت و معامله نامناسب و بی‌فایده خواهد بود. همبستگی معکوس بین قیمت سهام و نرخ بهره، به‌طور گسترده پذیرفته شده است. این امر فرض می‌کند که با افزایش نرخ بهره، قیمت سهام کاهش می‌یابد و یا برعکس، با کاهش نرخ بهره، قیمت سهام افزایش می‌یابد. در اقتصاد ایران نیز، مهم‌ترین عامل شکل‌گیری روندهای مختلف در بازارهای مالی، نرخ ارز است.

چرا که ایران در سالیان اخیر، به دلیل مواجه‌شدن با تحریم‌ها، رشد نقدینگی و کسری بودجه و دیگر مسائل، دچار مشکلات اقتصادی فراوانی مانند تورم‌‌های سنگین شده است. به موجب همین موضوع، مسائلی مانند سودآوری و رشد بازارهای مالی ایران مانند بازار سهام، طلا و غیره، بدون درنظرگرفتن بازار‌های مالی جهانی، امکان‌ناپذیر است.

سه اصل سازنده نقشه راه در تحلیل بین بازاری

افرادی که به‌صورت مداوم در بازارهای مالی فعالیت می‌کنند، سه اصل مهم را سازنده راه در تحلیل بین بازاری می‌دانند. این سه اصل عبارتند از:

  • بازار‌های مالی با یک‌دیگر ارتباط دارند.
  • جهت تشخیص روند آینده بازار، تحلیل بین بازاری کافی نیست.
  • بررسی‌کردن عوامل و اطلاعاتی خارج از بازار، مفهوم اصلی تحلیل بین بازاری به شمار نمی‌آیند.

اصل اول:

ارتباط بازار‌های مالی با یک‌دیگر

به موجب اخبار ‌و اتفاقات گوناگون در بازارهای مالی، سرمایه‌ها جابه‌جا شده و این امر، یک اصل جدانشدنی از بازارهاست. به‌عنوان نمونه، هنگامی که نرخ بهره بین بانکی با افزایش مواجه می‌شود، سودی که برای سپرده‌های بانکی در نظر گرفته شده است نیز افزایش پیدا می‌کند.  در نتیجه، پول‌هایی که در بازارهای موازی مانند طلا، سکه، مسکن وجود دارند، به سوی سپرده‌های بانکی روانه می‌شوند. بنابراین، می‌توان گفت بازارهای مالی اقتصاد ایران با یک‌دیگر ارتباط داشته و از یک‌دیگر تاثیر می‌پذیرند.

تحلیل بین بازارها

اصل دوم:

تحلیل‌های بین بازاری جهت تشخیص روند آینده بازار کافی نبوده و صرفا یک گواه برای پیش‌بینی آینده هستند

برای تفهیم بهتر این اصل، از یک مثال شروع می‌کنیم. تصور کنید که با استفاده از تحلیل‌های گوناگون، بین دو بازار رابطه‌ای پیدا شده است و این دو بازار نیز رابطه‌ مستقیمی با یک‌دیگر پیدا کرده و با صعودکردن یکی از بازارها، بازار دوم نیز صعود کرده و بالعکس. اما اگر در یک شرایط دیگر، این رابطه نقض شده و اتفاقات به شکل دیگری رقم بخورند، نتیجه چه خواهد بود؟ در این حالت و در صورت وجود تناقض، می‌توان متوجه شد که مشکل و اشتباهی در بررسی‌ها رخ داده است و یا این موضوع به‌طور کلی، قابل تحلیل نیست. پس بنابراین، مشکل هرچه که باشد، بهتر است اقدام به معامله نکرده و زمان بیشتری را برای تصمیم‌گیری اختصاص بدهیم.

به‌طور کلی، تحلیل بین بازاری توانایی ارائه‌ مستقیم، سیگنال قطعی خرید یا فروش را نداشته و تنها در یک بازه‌ زمانی مشخص، می‌تواند معامله‌گران را به ورود یا منع ورود به بازار، راهنمایی و تشویق کند. پس به گفته‌ این اصل، این تحلیل، فقط یک گواه برای تصمیم‌گیری‌های آینده است.

اصل سوم:

بررسی‌کردن عوامل و اطلاعاتی خارج از بازار، مفهوم اصلی تحلیل بین بازاری به شمار نمی‌آید

در این اصل، این سوال مطرح می‌شود که آیا بازارهای خارجی و بین‌المللی در بازارهای داخلی موثر هستند؟ برای انجام تحلیل بین بازاری، باید روند بازار‌های خارجی و رابطه مستقیم یا غیرمستقیم آن با بازارهای داخلی نیز بررسی شوند.

آشنایی با تحلیل بین بازاری فارکس

برای نمونه، باید تاثیر بازار ارز خارجی یا همان دلار بر بازار ارز داخلی را بررسی کرده و تغییرات را مشاهده کنیم. در این صورت با مطرح‌کردن این پرسش‌ها و بررسی کامل آن‌ها، از تحلیل بین بازاری، سیگنال‌هایی به دست می‌آید و همچنین با کسب اطلاعات در این زمینه، می‌توان سیگنالی معتبر از تحلیل بین بازاری به دست آورد.

شاخه‌های تحلیل بین بازاری

بررسی روابط و تجزیه و تحلیل بین بازاری در فارکس، بین دو یا چند متغیر، معمولا با داده‌های موجود و مقایسه نمودارها امکان‌پذیر است. اکثر سرمایه‌گذاران/ معامله‌گران از همبستگی‌ها برای تجزیه و تحلیل رابطه بازاری بین یک متغیر و متغیر دوم در مجموعه داده‌های متفاوت استفاده می‌کنند. میزان همبستگی بین متغیرها بیانگر قدرت رابطه است. در ادامه، دو شاخه تحلیلی که شامل همبستگی مثبت و منفی است، توضیح داده شده است:

  1. همبستگی مثبت

مطالعه همبستگی دو متغیر می‌تواند همبستگی مثبت یا منفی را به دست آورد. همبستگی مثبت به این معنی است که دو متغیر تمایل به حرکت پشت سر هم دارند. همبستگی می‌تواند تا 1.0+ بالا رود که همبستگی مثبت کامل خواهد بود. در دنیای سرمایه‌گذاری، این بدان معناست که دو دارایی با یکدیگر حرکت می‌کنند. بدیهی است که همبستگی کامل بسیار نادر است. هرگونه همبستگی بین 0.7+ تا 1.0+، که برای مدت طولانی تداوم داشته باشد، نشان می‌دهد که این دو متغیر از نظر آماری برای یکدیگر معنادار هستند. شناسایی چنین روابطی از طریق تحلیل بازارهای بین‌المللی می‌تواند برای سرمایه‌گذاران در تصمیم‌گیری برای خرید یا فروش بسیار مفید باشد.

تحلیل درون بازاری در فارکس

  1. همبستگی منفی/ معکوس

از سوی دیگر، یک همبستگی منفی که به آن همبستگی معکوس نیز می‌گویند، رابطه منفی بین دو متغیر را نشان می‌دهد. مقادیر همبستگی منفی می‌تواند تا 1.0- پایین بیاید. همبستگی پایدار بین 7/0- تا 0/1- نشان‌دهنده یک رابطه آماری معنادار است. با همبستگی‌های منفی، متغیرها برعکس یک‌دیگر حرکت می‌کنند. وقتی رابطه نزدیک به نقطه صفر است، نشان‌دهنده ضعیف‌بودن رابطه بین دو متغیر است. اگر رابطه از مثبت به منفی و بالعکس حرکت کند، نشان می‌دهد که رابطه بین دو متغیر ناپایدار است و نمی‌توان به آن برای ارائه جهت معاملات اعتماد کرد و اساسا همبستگی قابل‌اعتمادی بین متغیرها وجود ندارد.

دو عامل اصلی مؤثر بر تحلیل و روابط بین بازارها، روابط تورمی و کاهشی هستند. واضح‌ترین روابط بین بازاری که تحت تأثیر تورم/ کاهش تورم قرار می‌گیرند، شامل اوراق قرضه و کالاها، سهام، و کالاها و دلار آمریکا می‌شود.

اصول تحلیل بین بازارها

 روابط تورمی

در یک محیط تورمی، معمولا یک همبستگی مثبت بین سهام و اوراق قرضه وجود دارد. هنگامی که ارزش یک دارایی افزایش می‌یابد، دارایی دیگر نیز از همین روند پیروی می‌کند. به‌طور معمول، اوراق قرضه پیش از سهام تغییر جهت می‌دهند، بنابراین تغییر جهت قیمت اوراق ممکن است نشان‌دهنده این باشد که قیمت سهام ممکن است در آینده نزدیک، تغییر روند داشته باشد. علاوه‌براین، در طول تورم، معمولا یک رابطه معکوس بین دلار آمریکا و کالاها و بین اوراق قرضه و کالاها وجود دارد. وقتی یک طبقه دارایی افزایش قیمت پیدا می‌کند، طبقه دیگر دارایی نیز کاهش می‌یابد.

روابط کاهشی

در یک محیط با تورم کاهشی، معمولا یک رابطه معکوس بین قیمت سهام و قیمت اوراق وجود دارد. توجه داشته باشید که این به معنی همبستگی مثبت بین قیمت سهام و نرخ بهره است. همچنین بین دلار آمریکا و قیمت کالاها و نیز اوراق قرضه و کالاها رابطه معکوس وجود دارد. کاملا مشابه آنچه در یک محیط تورمی وجود داشت، تنها همبستگی مثبت در یک محیط کاهشی تورم، بین قیمت سهام و قیمت کالاهاست.

اهمیت تحلیل بازارهای بین‌المللی

تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی می‌تواند بینشی از جهت آینده بازارهای مالی ارائه دهد. تعیین همبستگی بین انواع مختلف طبقات دارایی، می‌تواند تأییدهای مهمی را در جهت احتمالی دارایی در نظر گرفته، ارائه دهد. به‌عنوان مثال، روابط بین سهام می‌تواند بینش‌هایی را در مورد زمان شروع یک روند جدید ارائه دهد که می‌تواند به سرمایه‌گذاران در خروج از موقعیت‌های موجود یا ورود به موقعیت‌های جدید برای سودبردن از تغییر روند، کمک کند.

بااین‌حال، هیچ روش تحلیلی برای استفاده به‌عنوان تنها روش تجزیه و تحلیل دارایی‌ها طراحی نشده است. تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی در کنار سایر ابزارها یا تکنیک‌های تحلیلی به‌طور مؤثر مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین، به‌خاطر داشته باشید که همبستگی‌هایی که از طریق تجزیه و تحلیل بین بازاری آشکار می‌شوند، تضمینی برای پایدارماندن نیستند. تغییر شرایط اقتصادی ممکن است به تغییر همبستگی منجر شود. همبستگی‌های مثبت بین طبقات دارایی ممکن است به همبستگی‌های منفی تبدیل شود، یا یک همبستگی ممکن است به‌طور کلی وجود نداشته باشد. به این معنی که دیگر هیچ رابطه آماری معنی‌داری بین دارایی‌ها وجود ندارد.

آموزش تحلیل بین بازارها

تحلیل بین بازاری چه زمانی با شکست مواجه می‌شود؟

زمان‌هایی وجود دارد که به نظر می‌رسد روابط بین کالاها، اوراق قرضه، سهام و ارزها از بین می‌رود. به‌عنوان مثال، در طول فروپاشی آسیا در سال 1997، بازارهای ایالات متحده شاهد جدا شدن سهام و اوراق قرضه بود. این امر رابطه همبستگی مثبت فوق‌الذکر بین قیمت اوراق قرضه و سهام را نقض می‌کند.

پس چرا این اتفاق افتاد؟ روابط معمولی بازار یک محیط اقتصادی تورمی را فرض می‌کند؛ بنابراین، وقتی وارد یک محیط تورم‌زدایی می شویم، برخی از روابط تغییر خواهند کرد. تورم معمولا بازار سهام را پایین می‌آورد، زیرا پتانسیل رشد ضعیف در سهام به این معنی است که بعید است ارزش آن‌ها افزایش یابد. از سوی دیگر، قیمت اوراق قرضه احتمالا بالاتر خواهد رفت تا منعکس‌کننده کاهش نرخ بهره باشد (یعنی نرخ بهره و قیمت اوراق در جهت مخالف حرکت می‌کنند.)

بنابراین برای تعیین همبستگی‌های حاصله بین اوراق قرضه و سهام باید از محیط‌های تورمی و تورم‌زدایی آگاه باشیم. بااین‌حال، مواقع خاصی وجود دارد که علیرغم فضای اقتصادی، به نظر نمی‌رسد یک بازار اصلا حرکتی داشته باشد. به‌عنوان مثال، اگر قیمت کالاها متوقف شده اما دلار آمریکا در حال کاهش باشد، این همچنان یک شاخص نزولی احتمالی برای قیمت اوراق قرضه و سهام به شمار می‌رود و روابط اساسی همچنان پابرجاست، حتی اگر یک بازار در حال حرکت نباشد، زیرا همیشه عوامل متعددی در اقتصاد موثر هستند.

شاخه‌های تحلیل بین بازاری فارکس

در نظر گرفتن عوامل جهانی نیز مهم است. با جهانی‌شدن روزافزون شرکت‌ها، این شرکت‌ها نقش‌های بزرگی در جهت‌گیری بازارهای ایالات متحده ایفا می‌کنند. به‌عنوان مثال، بازار سهام و ارزها ممکن است با ادامه رشد شرکت‌ها رابطه معکوس پیدا کنند. این به این دلیل است که وقتی شرکت‌ها تجارت بیشتری خارج از کشور انجام می‌دهند، ارزش پولی که به ایالات متحده بازگردانده می‌شود، با کاهش دلار افزایش می‌یابد که باعث افزایش درآمد می‌شود. برای به‌کارگیری موثر تحلیل بازارهای بین‌المللی، درک پویایی‌های در حال تغییر اقتصادهای جهانی همیشه امر مهمی است.

نتیجه‌گیری

بازار اقتصادی، مکانی بزرگ و گیج‌کننده است. برای سرمایه‌گذار به ویژه سرمایه‌گذارانی که چندین شاخص، انواع سهام و دسته‌های مختلف را دنبال می‌کنند، می‌تواند بسیار سخت باشد. به همین دلیل است که مشاهده رابطه بین بازاری می‌تواند به معاملات هوشمندتر نیز منجر شود. تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی زمانی ابزار ارزشمندی است که سرمایه‌گذاران کاربرد آن را درک کنند.

با‌این‌حال، ما باید از فضای بلندمدت اقتصادی (تورمی یا کاهشی) آگاه باشیم و تحلیل خود را از روابط بین بازاری بر این اساس تنظیم کنیم. تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی باید به‌عنوان یکی از ابزارهای متعدد برای تحلیل و بررسی جهت‌گیری بازارهای خاص یا این که آیا یک روند احتمالا در طول زمان ادامه می‌یابد یا خیر، استفاده شود. در این مقاله سعی کردیم تا هر آنچه که نیاز است راجع به تحلیل بین بازاری بدانید را جمع‌آوری کرده و شرح دهیم.

سوالات متداول

  1. چرا تجزیه و تحلیل بین بازاری مهم است؟

تجزیه و تحلیل بازارهای بین‌المللی می‌تواند بینشی از جهت آینده بازارهای مالی ارائه دهد. تعیین همبستگی بین انواع مختلف طبقات دارایی می‌تواند تأییدهای مهمی را در جهت احتمالی دارایی در نظر گرفته ارائه دهد.

  1. تحلیل درون بازار چیست؟

بررسی عوامل مبتنی بر یک صنعت، بدون مقایسه با عوامل صنعت دیگر. در این تئوری، سه رویکرد متمایز از تجزیه و تحلیل درون صنعت رایج است: گروه‌های استراتژیک، تجزیه و تحلیل رقبا و تجزیه و تحلیل بازار.

  1. رابطه بین بازاری چیست؟

روابط بین بازارها با بررسی همبستگی بین طبقات مختلف دارایی، بازارها را تجزیه و تحلیل می‌کنند. این همبستگی‌ها نشان می‌دهد که آن‌چه در یک بازار اتفاق می‌افتد، احتمالا می‌تواند بر بازارهای دیگر تأثیر بگذارد.

برای یادگیری “تحلیل تکنیکال” مسیر زیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *